تحلیل بازار فلزات پایه و گرانبها
افت عیار سنگ معدن، افزایش هزینه استخراج و رشد تقاضا از سوی زیرساختهای هوش مصنوعی و انرژیهای نو، مس را به یکی از فلزات استراتژیک اقتصاد جهانی تبدیل کرده است؛ اما تداوم روند صعودی آن به چه عواملی بستگی دارد؟
مس در کانون توجه تحلیلگران بازارهای جهانی قرار گرفته است. همزمانی محدودیتهای عرضه، دشوارتر شدن استخراج و افزایش نیاز صنایع به این فلز، چشمانداز بازار مس را تحت تاثیر قرار داده است. بر اساس تحلیل حسین دقیانوسی، رشد اخیر مس را باید در چارچوب تحولات ساختاری بازار فلزات بررسی کرد؛ تحولاتی که میتوانند در بلندمدت بر جایگاه مس در مقایسه با طلا و نقره نیز اثر بگذارند.
مس دیگر صرفاً یک فلز صنعتی برای تولید سیم و کابل نیست. توسعه شبکههای برق، گسترش خودروهای برقی، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و ساخت مراکز داده موردنیاز هوش مصنوعی، تقاضای این فلز را به یکی از موضوعات مهم بازار مواد اولیه تبدیل کرده است.
در تحلیل منتشرشده از سوی حسین دقیانوسی در روزهای 11 تا 13 مهر 1405، به عملکرد متفاوت فلزات در یک بازه یکماهه اشاره شده است. در این تحلیل، بازدهی مس 40 درصد، روی 34 درصد، دلار 23 درصد، طلا 16 درصد و نقره 9 درصد اعلام شده است.
این ارقام، در صورت یکسان بودن دوره زمانی، واحد محاسبه و مبنای مقایسه، نشان میدهند که مس در بازه مورد اشاره عملکرد قویتری از سایر داراییهای نامبرده داشته است. با این حال، پیش از تعمیم این ارقام به بازار جهانی، باید مشخص شود که بازدهیها بر مبنای قیمتهای جهانی محاسبه شدهاند یا نرخهای داخلی و ریالی.
اهمیت این مقایسه تنها در رشد قیمت نیست؛ بلکه در پرسشی ریشه دارد که سرمایهگذاران بازار فلزات با آن روبهرو هستند: آیا محدودیت عرضه و افزایش تقاضای صنعتی میتواند مس را وارد یک روند صعودی بلندمدت کند؟
یکی از محورهای اصلی تحلیل بازار مس، کاهش عیار سنگ معدن و افزایش دشواری استخراج است. عیار سنگ معدن نشان میدهد چه میزان فلز قابلاستخراج در حجم مشخصی از سنگ وجود دارد. هرچه این عیار پایینتر باشد، برای تولید مقدار ثابتی مس به استخراج و فرآوری حجم بیشتری از سنگ نیاز است.
بر اساس دادههای مطرحشده در تحلیل منبع، متوسط عیار مس معادن جهان از حدود 0.9 درصد در سال 2000 به حدود 0.45 درصد در سال 2023 کاهش یافته است. همچنین در این گزارش، افت عیار خوراک معادن کودلکو، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مس جهان، و کاهش عیار سنگ معدن اسکوندیدا در شیلی بهعنوان نمونههایی از این روند مطرح شدهاند.
کاهش عیار بهتنهایی به معنای افت قطعی تولید نیست؛ زیرا شرکتهای معدنی میتوانند با سرمایهگذاری در فناوری، توسعه ظرفیت و بهبود بهرهوری بخشی از این اثر را جبران کنند. با این حال، این روند معمولاً هزینه استخراج و فرآوری را افزایش میدهد و توسعه پروژههای جدید را پیچیدهتر میکند.
دشواری دسترسی به ذخایر باکیفیت، یکی دیگر از چالشهای صنعت مس است. در برخی معادن، توسعه عملیات به بخشهای عمیقتر زمین نیاز دارد؛ موضوعی که هزینههای حفاری، تهویه، حملونقل، ایمنی و مدیریت پایداری زمین را افزایش میدهد.
ترکیب افت عیار، افزایش عمق استخراج و طولانی بودن فرایند توسعه معادن، میتواند عرضه جدید را با محدودیت روبهرو کند. ایجاد یک معدن بزرگ مس به سرمایهگذاری سنگین و زمان طولانی نیاز دارد؛ بنابراین افزایش تقاضا لزوماً به معنای افزایش سریع تولید نیست.
با وجود این، قیمت بالاتر همیشه به افزایش فوری عرضه منجر نمیشود. تصمیم شرکتها برای توسعه معدن به هزینه سرمایه، ریسکهای اجرایی، مجوزها، وضعیت ذخایر و چشمانداز بلندمدت قیمت نیز وابسته است.
مس به دلیل رسانایی الکتریکی بالا، نقش مهمی در زیرساختهای برق دارد. گسترش مراکز داده، تجهیزات انتقال برق، شبکههای توزیع و سامانههای ذخیرهسازی انرژی میتواند نیاز صنایع به این فلز را افزایش دهد.
خودروهای برقی و زیرساختهای شارژ آنها نیز از دیگر منابع تقاضای مس هستند. در کنار این عوامل، توسعه شبکههای برق برای اتصال منابع انرژی تجدیدپذیر، اهمیت این فلز را در برنامههای صنعتی و زیرساختی کشورها بیشتر کرده است.
با این حال، میزان اثرگذاری این عوامل به سرعت اجرای پروژهها، وضعیت اقتصاد جهانی، بهرهوری مصرف فلز، بازیافت مس و سرمایهگذاری در معادن جدید بستگی دارد. بنابراین افزایش تقاضا، بهتنهایی تضمینکننده رشد دائمی قیمت نیست.
مس و طلا هر دو با چالشهایی مانند افت عیار برخی ذخایر، دشواری استخراج و افزایش هزینه توسعه معادن روبهرو هستند؛ اما نقش اقتصادی آنها یکسان نیست.
طلا علاوه بر کاربردهای صنعتی و زینتی، جایگاه ویژهای بهعنوان دارایی ذخیرهای و ابزار حفظ ارزش دارد. در مقابل، بخش مهمی از تقاضای مس از فعالیتهای صنعتی و زیرساختی ناشی میشود. همین تفاوت باعث میشود عوامل اثرگذار بر قیمت این دو فلز، با وجود برخی شباهتها، متفاوت باشند.
قیمت طلا از عواملی مانند نرخ بهره واقعی، ارزش دلار، خرید بانکهای مرکزی و تقاضای سرمایهگذاری تاثیر میپذیرد. در بازار مس، علاوه بر شرایط عرضه معادن، رشد اقتصادی چین و سایر اقتصادهای بزرگ، فعالیت صنایع، هزینه انرژی و چشمانداز سرمایهگذاری زیرساختی نقش مهمی دارند.
از این رو، احتمال رشد بیشتر مس نسبت به طلا را نمیتوان صرفاً از روی محدودیت عرضه نتیجه گرفت. چنین سناریویی به تداوم تقاضای صنعتی، وضعیت اقتصاد جهانی و میزان موفقیت تولیدکنندگان در افزایش عرضه بستگی دارد.
محدودیتهای ساختاری عرضه و نیاز صنایع به مس میتوانند از عوامل حمایتی قیمت در بلندمدت باشند. با این حال، نوسانهای اقتصادی، افت تقاضای صنعتی، افزایش بازیافت، جایگزینی مواد در برخی کاربردها و راهاندازی ظرفیتهای جدید تولید میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند.
برای فعالان بازار ایران نیز باید میان قیمت جهانی مس و بازدهی سرمایهگذاری داخلی تفاوت قائل شد. نرخ ارز، هزینههای معامله، شرایط ابزارهای مالی و اختلاف قیمت داخلی با بازارهای مرجع، در نتیجه نهایی اثرگذارند.
یکی از مسیرهای قابل بررسی برای سرمایهگذاران، ابزارهای مبتنی بر مس در بورس کالای ایران است. با این حال، پیش از اقدام باید وجود و شرایط روز ابزار موردنظر، الزامات معاملاتی، مشخصات قرارداد و هزینههای خریدوفروش از منابع رسمی بورس کالا و کارگزاری بررسی شود.
بازار مس در نقطه تلاقی دو روند مهم قرار دارد: دشوارتر شدن توسعه عرضه معدنی و افزایش نیاز صنایع به برقرسانی، زیرساختهای دیجیتال و انرژیهای نو. این عوامل میتوانند جایگاه مس را در بازار جهانی فلزات تقویت کنند؛ اما برای ارزیابی چشمانداز قیمت، باید دادههای واقعی تولید، موجودی انبارها، وضعیت تقاضا و قیمتهای جهانی را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
مقایسه مس با طلا نیز بیش از آنکه به معنای برتری قطعی یک فلز بر دیگری باشد، تفاوت دو الگوی اقتصادی را نشان میدهد: طلا با نقش مالی و سرمایهای خود شناخته میشود و مس با اهمیت صنعتی و زیرساختیاش. آینده هر دو فلز به مجموعهای متفاوت از عوامل عرضه، تقاضا و شرایط اقتصاد جهانی وابسته خواهد بود.
برای دنبال کردن تحولات بازار فلزات گرانبها و پایه، تحلیل قیمتها و تازهترین اخبار اقتصادی، با کافه طلا همراه باشید.